مطالب علمی

آنچه درباره ماکروفاژهای ریوی باید بدانید

معرفي ماكروفاژهاي آلوئولار:

ماكروفاژها گروهي از لوكوسيت­هاي تك هسته­اي هستند كه به طور وسيعي در تمام بدن و خارج ارگان­هاي لنفوهماتوپویتيك پراكنده­اند.  آنها به طور قابل توجهي از نظر طول دوره زندگي و فنوتيپ با يكديگر متفاوتند، با اين كه از  دودمان مشتركي مشتق شده اند و فرم تكامل يافته مونوسيت هاي درگردش مي­باشند. روند تمايز و عملكرد بافتي ماکروفاژها بستگي به محيط اطرافشان دارد. ماكروفاژهای مشتق از مونوسيت از نظر حضور در انواع مختلف بافت­ها داراي هتروژنيسيتي مي باشند و  مداركي دال بر وجود نوعي اختصاصيت در خروج از خون و تجمع و گسترش انتخابي آنها براساس نوع و عملكرد بافت و اندام مربوطه موجود است. آنها از نظر نوع محرك، مراحل تحريك و توليدات سلولي با يكديگر متفاوتند. پس مي توان ادعا نمود كه سيستم ماكروفاژي، يك مجموعه از سلول­هايي با اعمال و مكانيسم هاي متغير و متفاوت مي باشد.

كليات ماكروفاژهاي آلوئولار

ماكروفاژهاي آلوئولار در برداشت و حذف مواد ناخواسته از فضاي آلوئولي ريه­ ها نقش دارند. این سلول ها قادر به خود نوسازي يا (Self- renew) مي باشند بدين معنا كه با وجود داشتن توان حرفه اي در بلع ذرات  مختلف مي ­توانند به دليل طول عمر بسيار تا مدتها به اين عمل ادامه داده و بعد از آن، با سلول­ هاي جديد و تازه نفس جايگزین شوند.

این دسته از ماکروفاژها به ­راحتي و آزادانه در داخل فضاي آلوئولار حركت مي كنند. اطلاق نام   cell dust به آنها نشان دهنده فعاليت ويژه در غبار روبي فضاي آلوئولار مي باشد. مواد بيگانه در فضاي تنفسي ريه و دستگاه مربوطه توسط اين سلولها بلع مي شود و ذرات مختلف غبار هوا را به داخل خود فاگوسيت مي نمايد. چنانجه هريك از اجرام بيگانه در محوطه بيني و يا درخت تراكئوبرونشيال توانسته باشد از سد محافظتي موكوس عبور نمايد بالاخره توسط ماكروفاژهاي آلوئولار شناسايي و بلغ مي شود. اين سلولها در به دام اندازي هر گونه جرم بيماريزا توانمند و مستقل اند. جايگاه استقرار ماكروفاژهاي آلوئولار در ديواره بين آلوئولی است. در بافت بینابینی آلوئول­های ریوي، تعداد بسيار زيادي ماكروفاژ آلوئولار به ­همراه ساير سلولها مانند فيبروبلاستها، ماست سل، ائوزينوفيل­ها و سلولهاي Contractable دیده می شود ( بيش از 40 نوع سلول تاكنون كشف شده است). در اين ميان فيبروبلاست­ها  در توليد انواع كلاژن( بخصوص تيپ I و II)  فعالند.

يكي از راههاي دستيابي به جمعيت­هاي سلولي اين منطقه، انجام عمل لاواژ برونكوآلوئولار است كه راه بسيار مناسبي براي دستيابي به سلولها و مطالعه نحوه عملكرد آنهاست. از اين طريق ثابت شده كه ماكروفاژهاي بدست آمده به روش فوق، فعالانه مولكولهاي باكتریوساید مانند ليزوزيم ترشح مي كنند. اين سلولها پس از پاكسازي آلوئول و بدام اندازي مواد بيگانه دو مسير را انتخاب مي كنند كه عبارتند از:

1– مهاجرت به سمت خلاف جهت مسير آلوئولار يعني نزديكي به كانالهاي لنفاوي و جريان رو به لنف مایع ميان بافتي. به طوري كه ورود آنها به نزديک­ترين تشكيلات بافتي لنفاوي سبب در دسترس قرار گرفتن مواد آنتي ژنيك و ايمونولوژيك به سلولهاي صلاحيت­دار ايمني می­شود. بدين ترتيب امكان راه اندازي آبشار دفاعي ايمني فراهم مي­گردد.

٢– حركت به سوي پايه ­هاي درخت برونشيال، با استفاده از مژك­هاي تنفسي به سمت تراشه، لارنكس و حلق تا مری. پس از ذخيره و انباشته شدن، اين سلولها با عمل بلع مجراي تنفسي را ترك نموده وحذف می شوند. در جريان بيماريهاي عفوني دستگاه تنفسي و يا بلع مقادير زیادی از مواد خارجي، اين فرآیند تسریع شده و حتي مي تواند سبب بروز التهاب و هرگونه ضايعه مجاري تنفسي شود.

نكته جالب اينجاست كه در بيماريهاي عفوني مزمن مانند سل، روند اوليه حركت ماكروفاژ هاي آلوده به مايكوباكتريوم از نوع اول تبعيت مي كند. سلول بلع كننده باكتري به لحاظ ساختار ويژه سلولي و ژنتيكي، عمل حذف كامل و انهدام باكتري را به انجام نرسانده بلكه با انتخاب مسير لنفاوي موجب ورود باكتري به اجزاء سيستم ايمني مي­ شود. و بدين ترتيب با وجود احاطه گرديدن باكتري توسط سلولهاي صلاحيت دار ايمني، عفونت سل به راحتی گسترش می یابد. مثالي ديگراز عملكرد ماكروفاژهاي آلوئولار، اختلالات قلبي عروقي است كه بسيار جالب توجه است. خوني كه از عروق ريوي به دليل ناهنجاريهاي عروقي خارج مي گردد و به سمت آلوئول روانه مي شود، توسط ماكروفاژهاي آلوئولار بلعیده  مي شود و اين خود راهي براي پاكسازي از وجود رسوبات گلبولهاي قرمز  مي باشد. به این ترتیب در محتويات خلط، ماكروفاژهاي آلوئولار محتوي هموسيدرين یافت می شوند که  توسط عمل سرفه راه خروجي را به سمت دهان طي مي ­كنند .وجود هموسيدرين را می­ توان توسط رنگ آميزي هاي اختصاصي آهن به اثبات رساند. اجزاء تشكيل دهنده اصلي اين آزمون  پاتولوژيكي- سيتولوژيكی را  heart failure cells  مي نامند. اين ماكروفاژها تحت عنوان ماكروفاژهاي انباشته از خون (engorged alveolar macrophages) نيز اطلاق مي شوند.

ماكروفاژهاي آلوئولار در توليد بسياري از مواد آنتي ميكروبيال توانمندند. از جمله عوامل ميكروب كش اين سلولها، توليدات اكسيداتيو مي باشد. راديكالهاي فعال اكسيژن Reactive oxygen Intermediate از جمله قوي ترين عوامل ميكروب كش مي باشد. مشتقات گروه نيتريك اكسيد(NO) نيز توسط ماكروفاژهاي آلوئولار  آزاد مي شود كه سهم بسزايي در استريل نگه داشتن فضاي آلوئولار دارد و يكي از مهمترين اين فرآورده ها، موادی تحت عنوان سورفكتانت هاي ريوي مي­باشد كه در مايعات برونكوآلوئولار نيز رها مي­شوند. این مواد در گروه عواملي تحت عنوان  Collectins  كولكتين ها قرار دارند.  به گيرنده هايي از جنس پروتئين كه قادرند اجزاء كربوهيدراتي را به عنوان ليگاند خود بشناسند لكتين گفته می ­شود.  كولكتين ها دومين گروه از پروتئين­هاي فاز حاد مي باشند و مي دانيم كه پروتئين هاي فاز حاد به عنوان عوامل تسهیل كننده عمل فاگوستيوز (اپسونين ها) می­ باشند. آنها مانند آنتي بادي عمل مي ­کنند و قادر به فلج كردن مكانيسم هاي تهاجمي عوامل بيماريزا مي باشند. به سورفاكتانت هاي ريوي لفظ مخفف sp اطلاق مي شود. دو نوع اصلي sp عبارتند ازSP-A :  و  SP -B و فرمهاي E و C وD نيز به تازگي كشف شد­ه­ اند. البته سورفاكتانت ها مخلوطي از پروتئين هاي گليكوزيدي و ليپيدي مي باشند. SP-B و SP-A در حذف عوامل ميكروبيولوژيك به خصوص پنوموسيستيس كاريني Carini  Pneumocystis بسيار موثرند. اين عامل بیگانه فرصت طلب، فقط توسط اين دو نوع سورفاكتانت شناسايي و حذف مي شود. در بيماري ايدز، فقدان اين دو نوع سورفاكتانت به دليل عملكرد ناقص سيستم ماكروفاژي، منجر به بروز عفونت فرصت طلب فوق مي­شود.

ماكروفاژهاي آلوئولار در جريان حذف و پاكسازي برخي مواد شيميايي كارسينوژن نيز دخيل اند. از جمله اين عوامل كه انسان همواره سعی در حذف آنها از زندگي روزمره داشته  است، مي توان به آزبست و سيليكات اشاره نمود. انباشته شدن ماكروفاژهاي آلوئولار از ذرات آزبست، پیامدی خطرناك موسوم به مزوتليوما (سرطان سلولهاي پوششي پلور) را به دنبال دارد.

 

با تشکر از همکار محترم خانم دکتر سلگی

 

 

 

 

 

 

 

برچسب ها
مشاهده بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن